دیوار نوشته هایم ...

توی همه زندگی آدم ها اتفاقاتی رخ می دهد که می تواند آنها را دچار سردرگمی کند . اما در ایران یکی از این مشکل ها این است که شخصیت ها متأسفانه خیلی نرم و احساسی است . مثلا شما می توانید که با 7 سال پیش مقایسه کنید . کسی که گوشی تلفن همراه داشت دارای ارزش و شخصیت اجتماعی خاصی بود . ولی حالا بچه های اول دبستانی سر کلاس بلوتوث بازی می کنند . من که مطمئن هستم هیچ وقت به خودم اجازه نمی دهم که از همه چیز بی جا استفاده کنم . اما این مشکل امثال من و خود بچه ها نیست . مشکل اینجاست که ما ها تقصیری نداریم. بلکه بزرگترهای ما یعنی والدین ، خانواده و هر کسی که با ماسروکار دارند آنقدر مشغول تأملات شخصی و شخصیتی خود می شود که بالاجبار کوچکتر ها خودشان را هم تراز آنها می دانند و درخواست هایی بدون تناسب با سنشان دارند . من از همین جا از هم سن و سالان نوجوان خودم خواهش می کنم که کمی خودشان تفکر بکنند . اگر کسی افکارش را به زور می خواهد تحمیل کند . شما به خودتان اجازه ندهید که هر کسی با هر تفکری در داخل وجودتان نفوذ کند و افکار شما را به سمت خواسته های سن و سالی دیگر سوق دهد . کمی فکر کنید و موقعیت خود را بسنجید و بعد تصمیمی گیری کنید . زیاد هم همه چیز را ساده و ابتدائی نگیرید . چون خودم هم در زنجیر این جور آدم ها افتاده بودم . اما تصمیم گرفته ام که کمی بیشتر فکر کنم . مثلا در مدرسه تا حالا همه ی ما دروسی حفظی داشته ایم . به طوری که اگر مثلا یک مسئله ریاضی 2 را به ما بدهند . ما فرمول ها را حفظ داریم . ولی اگر جواب را به ما بدهند . ما عکس فرمول را نمی دانیم . چرا ؟ چون دروس حفظی و افکار قدیمی دبیر ها (معلم های درسی ) داخل وجود ما نفوذ کرده اند و قدرت تفکر را از ما گرفته اند . من به همه هم سن و سالان خود توصیه می کنم که متناسب با هدفشان تصمیم گیری کنند و در پایان از همه کسانی که با نظراتشان و قراردادن لینک این وبلاگ من را شرمنده کردند تشکر می کنم و از همین جا اگر به علت مشغله درسی نمی توانم به همه نظر ها جواب بدهم از همه این عزیزان عذر می خواهم .
| Design By : Night Skin |

