تبليغاتX
دیوار نوشته هایم ...

 

                                                  

شهر من ، آستان توست ، آستان تو شهر من است .

براي من فرق نمي كند كه بقيه در اين آسمان چه كاره اند. مهم اين است كه من در اين شهر با تو تنها هستم.

نمي دانم چگونه به تو برسم،

سكوت ، همه شهر را فراگرفته است، سكوتي در ميان همهمه ي زميني هاي شهر

چشم هايم را از روي زمين مي بندم

صدايي از دور مي آيد

صبر كن، صدايي آشناست

اين صدا از گلدسته هاي حرم توست.

خيالم كه از صداي آشنايي راحت مي شود

با خيالي راحت...

چشم هاي بسته ام را باز مي كنم.

دوباره آسمان...

دوباره ...

سلام بر رضا(ع)

نوشته شده توسط سجاد سراجی در |